صفحه جوان روزنامه خبر

بیشتر از هشت سال هست که-به جز دبیر تحریریه هفته نامه سیاحت و تجارت- دبیر سرویس جوان روزنامه خبر هم هستم. صفحه جوانی که فرازونشیب های زیادی داشته،گاهی خیلی خوب بوده گاهی خوب بوده گاهی متوسط گاهی ضعیف و… اما از شماره گذشته تصمیم گرفتم دوباره سروشکلی به صفحه بدم و تا اونجایی که بتونم بهترش کنم.
از نظرات همه دوستها و همکارها شدیدا استقبال می کنم.

صفحه جوان را اینجا ببینید

کی می آیی،انتهای صبوری تمام جمعه ها…

سرقت ادبی تو روز روشن!

سال ۸۷ بود که در همین سایت مطلبی نوشتم درباره فوتبالیستهایی که به هر دلیل بینی خود را عمل کرده اند.
دیروز و امروز اما آن مطلب دو سال پیش در چند خبرگزاری مطرح کشور بدون ذکر منبع استفاده شده است. راستش فکر نمی کردم خبرگزاری هایی چون خبرگزاری دولتی فارس،سایت تبیان،سایت جهان نیوز سایت رجا نیوز اینگونه ناشیانه عمل کنند. البته بیش از ۵۰ سایت مختلف دیگر این مطلب را از روی دست هم کپی کرده اند که جای پرداختن بدان نیست و از آنها هم انتظاری نیست.
برای آگاهی شما آدرس مطلب دو سال پیش خودم و آدرس این چند سایت و خبرگزاری را ر ادامه می آورم باشد که برخی همکاران ظاهرا حرفه ای کما هم امانتدار باشند.
می توانید این آدرس مطلب مرااینجا ببینید. بقیه آدرسها رادر ادامه مشاهده کنید.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8904220061

http://www.jahannews.com/vdcgqn9qyak9xq4.rpra.html

مرثیه‏اى براى خاموشى فوتبال شیراز

تقریباً اواخر دهه هفتاد بود. آن روزها فوتبال‏دوستان، تازه تیمى به‏نام سپاسى را مى‏شناختند. ورزشگاه پیر حافظیه در حال بازسازى بود. سکوهاى قدیمى براى احیا و گسترده‏ترشدن، امحا شده بود و تنها دو جایگاه آماده وجود داشت.
جدال تیم شهید سپاسى شیراز با شهردارى تبریز در بازى مرگ و زندگى لیگ دسته دوم فوتبال ایران، هر تیمى پیروز مى‏شد به دسته بالاتر صعود مى‏کرد- آن سال‏ها هنوز لیگ برتر راه‏اندازى نشده بود- سپاسى با ابراهیم قاسمپور به عنوان مربى- بازیکن و شهردارى تبریز با بیژن ذوالفقارنسب.
سپاسى براى صعود به دسته بالاتر باید حتماً سه گل به شهردارى مى‏زد.
پرویز برومند، على انصاریان، محمود فکرى و… همه یاران تیم شیرازى بودند. شهردارى هم البته بازیکنانى چون حسین خطیبى را داشت.
در آن بازى سپاسى آن‏قدر خوب ظاهر شد که توانست سه گل به حریف بزند و به دسته اول صعود کند…
یک دهه اما گذشت، سپاسى مش غلامش را از دست داد. مدیران تیم هدایت مقاومت سپاسى را به مهابادى سپردند و در نیم‏فصل دوم به‏دلیل عدم نتیجه‏گیرى برکنارش کردند.
احمدزاده آمد تا منجى شیرازى‏ها شود اما او هم نتوانست کارى کند.
اتفاق تلخ اما افتاد و مقاومت سپاسى به لیگ یک سقوط کرد. سقوطى که در اصل سقوط فوتبال شیراز بود. سقوط فوتبال فارس.
روزگار فوتبال شیراز وقتى سیاه‏تر شد که «برق» هم نتوانست به لیگ برتر بازگردد و همان‏جا درجا زد.
یک دهه اما گذشت، شهردارى تبریز که با میثاقیان، حمایت شوراى شهر تبریز را همراه داشت با اقتدار به لیگ برتر فوتبال کشور صعود کرد.
فوتبال تبریز برخلاف فوتبال شیراز روزهاى خوبش را آغاز کرد. زمانى تبریز حتى یک نماینده در لیگ برتر فوتبال نداشت حالا اما شیراز به این روزگار دچار شده. چه دنیاى عجیبى است. تاریخ به‏صورتى کاملا عکس تکرار شد.
حالا شهردارى تبریز به لیگ برتر صعود کرده و مقاومت سپاسى همان تیمى که شهردارى را بیش از ۱۰ سال پیش حذف کرد از لیگ برتر حذف شد.

آنجا در شمال شرق شهردارى تبریز مشغول یارگیرى و آماده‏شدن براى لیگ برتر است، اینجا در جنوب غرب اما مقاومت سپاسى ناامیدانه به آینده مى‏نگرد و حتى سایه فروش امتیازش به استان‏هاى همجوار به گوش مى‏رسد.
روزگارى نه‏چندان دور فوتبال شیراز دو نماینده در لیگ برتر داشت که براى خود اسم و رسمى داشتند، حتى در لیگ یک نماینده‏اى داشت به‏نام مرصاد که مدعى صعود به لیگ برتر بود، اما حالا…
این روزها انگار فوتبال شیراز تاوان ناشکرى و ناسپاسى‏اش را پس مى‏دهد. یادمان نمى‏رود حافظیه شیراز صرف‏نظر از بازى‏هایى که یک‏طرفشان پرسپولیس یا استقلال بود همیشه رکورددار کمترین حضور تماشاگران در ورزشگاه‏هاى کشور را در اختیار داشت.
فوتبال‏دوستان شیرازى ترجیح مى‏دادند بازى‏هاى تیم‏شان را در گرماى تابستان و سرماى زمستان از منزل و تلویزیون به نظاره نشینند تا اینکه مانند تماشاگران شهرهاى تبریز، بوشهر، اصفهان، رشت، انزلى، همدان و… به ورزشگاه بروند.
حالا دیگر فوتبال فارس نماینده‏اى در لیگ برتر ندارد که تماشاگران شیرازى بخواهند به ورزشگاه بروند یا نه.
یادش بخیر مش غلام پیروانى همیشه از نبود تماشاگر مى‏نالید. از وضعیت چمن حافظیه مى‏نالید. هرسال قرار بود چمن حافظیه سبز شود. شیراز شهر گل و سبزه و بلبل اما هیچ‏گاه چمن مناسبى براى فوتبال نداشت.
وعده‏ها هم به جایى نمى‏رسید. وعده‏هایى که در پایان هر فصل لیگ برتر خبر از ترمیم و بازسازى چمن حافظیه مى‏دادند و به سرعت هم رنگ مى‏باختند.
این مرثیه‏اى بود براى فوتبالى که قرار بود نمایندگانش همطراز با تیم‏هاى اصفهانى حرکت کنند اما چه شد که به این حال و روز افتاد خدا مى‏داند…
اینجا را هم ببین

سفرنامه دیار خشک و سبز!/عمانى‏ها، خونگرم با ایرانى‏ها

به دعوت هواپیمایى ماهان همراه با اولین پرواز مستقیم از تهران به سمت مسقط پایتخت عمان براى سفرى کوتاه عازم این کشور شدم.
عمان که اینک کشور پادشاهى یا سلطان‏نشین عمان نامیده مى‏شود، پیش از این به تمامى نواحى شرقى شبه جزیره عربستان اطلاق مى‏شد ولى بعدها این ناحیه به عمان تصالح یعنى امارات متحده عربى و سرزمین اصلى مسقط و عمان تقسیم شد.
عمان فاقد قانون اساسى است و تمام قوانین مورد نیاز این کشور طى فرامین شاه تعیین و به مرحله اجرا در مى‏آید. همه تشکیلات ادارى و سیاسى این کشور زیرنظر مستقیم سلطان کار مى‏کنند.
جلگه‏هاى وسیع بیابانى و نواحى کوهستانى از ویژگى‏هاى بارز جغرافیایى این کشور به حساب مى‏آیند ضمن آنکه باید گفت هوا در سواحل گرم و مرطوب و در نواحى غیرساحلى گرم و خشک است و باد و باران‏هاى شدید موسمى در جنوب عمان شایع است.
غذاى سنتى عمانى‏ها ساخاتا (سوپ شیرین که از گندم، خرما، ملاس و شیر تهیه مى‏شود)
در جنوب استان ظفار این کشور مناطقى بسیار زیبا براى ماهى‏گیرى وجود دارد.
از مناطق دیدنى شهر مسقط مى‏توان به مسجد بزرگ سلطان قابوس اشاره کرد که با قالى ایرانى پوشیده شده است.
قوانین جالب ساختمان‏سازى
نکته جالب در مورد کشور عمان این است که دولت این کشور مجوز ساخت ساختمان‏هاى بیش از پنج طبقه را صادر نمى‏کند و وقتى مثلا شما وارد شهر مسقط که بزرگترین شهر عمان است مى‏شوى هیچ گونه بناى بلندى نمى‏بینى.
مساله جالب‏تر آنکه تمام ساختمان‏ها باید تنها به دو رنگ سفید و کرم باشند.
واحد پول گران
واحد پول کشور عمان «ریال عمانى» است. درباره واحد پول عمان هم نکته جالبى وجود دارد زیرا وحد پول این کشور حتى از پوند انگلیس نیز گران‏تر است به صورتى که هر ریال عمانى برابر با ۲۷۵۰ تومان کشور ما مى‏شود.
عمان یک کشور توریست‏پذیر
شاید با خودتان فکر کنید عمان آنچنان نقاط گردشگرى و توریستى ندارد که بتواند گردشگر زیادى جذب کند. اگر اینگونه فکر مى‏کنید باید بگوییم سخت در اشتباه هستید زیرا اتفاقا عمان کشور توریست‏پذیرى است.
توریست‏هاى کشورهاى سرد اروپا مانند سوئد، دانمارک، روسیه و… که تقریبا در تمام طول سال برف و سرما دارند بسیار مشتاقند تا به جایى بروند که گرم و آفتابى باشد.
عمان چون کشور آرام و با امنیتى است بهترین انتخاب توریست‏هاى این کشورها محسوب مى‏شود.
اگر تنها چند دقیقه در خیابان‏ها یا فروشگاه‏هاى بزرگ مسقط مانند «سنتى‏سنتر» قدم بزنید متوجه تعداد زیاد توریست‏هاى کشورهایى که نام بردم مى‏شوید.
جالب آنکه توریست‏هاى کشور عمان به یک یا دو هفته اقامت در این کشور بسنده نمى‏کنند و حتى از یک تا دو ماه را در عمان مى‏گذرانند.
مردم خونگرم عمان
عمانى‏ها مردمانى خونگرم هستند و به خصوص با ایرانى‏ها ارتباطات بسیار خوبى دارند.
حدود دو هزار ایرانى در عمان زندگى مى‏کنند که توانسته‏اند نمایندگان شایسته‏اى براى فرهنگ ناب ایرانى در این کشور عربى باشند.
به شخصه بارها با برخوردهاى گرم و مناسب مردم مسقط مواجه شدم که به نوعى تداعى‏گر خونگرمى مردمان جنوب کشورمان بود.
تلاش‏هاى این چند نفر
سفر ما به خاطر افتتاح اولین خط پرواز مستقیم از تهران به سمت مسقط انجام شد.
این سفر به همت هواپیمایى ماهان انجام شد.
در این سفر تلاش آقایان حسین حسینى مدیر امور بین‏الملل و توسعه شرکت هواپیمایى ماهان، مجید کارگران مدیر منطقه خاور دور این شرکت و همچنین خانم‏ها سعادت‏جو و داریوش براى رفاه حال مسافران و میهمانان درخور تحسین بود.

گفت و گو با سفیر ایران در قزاقستان


در سفری که به قزاقستان داشتم با سفیر ایران در قزاقستان گفت و گویی انجام دادم.این گفت و گو را می توانید اینجا ببینید

با من بمان…

به اشکهایم نگاه کن…
تو که تاب دیدن اشکهایم را نداری…
نرو، با من بمان،
پدر….
توضیح:عکس تزیینی است

ماجرای سفر جوانگ به سوییس و سفر من به قزاقستان!

به اجبار مشغول دیدن شبکه همه گیر فارسی ۱ بودم.آخر چند نفر که احترامشان خیلی واجب بود در حال تماشای سریال افسانه افسونگر بودند.
من درباره آن قسمتی از این سریال کره ای حرف می زنم که قرار بود “جوانگ” و “آریانگ” به ماه عسل تشریف ببرند. آنان قرار بود به یک جزیره کره ای بروند اما جوانگ که همه او را با نام خبرنگار جوانگ می شناسند از طرف روزنامه ای که در آن کار می کرد ماموریت یافت به سوییس برود و البته ماه عسل هم به همراه همسرش همانجا باشد.
باور کنید وقتی این قسمت را می دیدم با خود گفتم یعنی می شود من هم که اندکی خبرنگارم از طرف روزنامه به خارجه یا همون فرنگ گسیل شوم.
این اتفاق جالب اما به فاصله تنها دو روز روی داد و من از طرف صاحب امتیاز و مدیر روزنامه امان مامور شدم یک سفر فوری به کشور قزاقستان داشته باشم.
راستش تا قبل از آنکه به قزاقستان بروم شناخت کاملی از این کشور نداشتم ،در حد همان کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق، اما وقتی به آنجا رفتم تفاوت را احساس کردم.
ما به شهر آلماتی رفتیم.بزرگترین شهر قزاقستان که تا چند سال پیش پایتخت این کشور بودو البته هنوز مرکز اصلی تجارت و اقتصاد قزاقستان محسوب می شود.
آب و هوای قزاقستان در نوع خود جالب است اینگونه که صبح ممکن است برف ببارد،و عصر همان روز مردم گرمای تابستان را تجربه کنند و لباس تابستانه بپوشند!
روی هم رفته شهر آلماتی یکی از سبزترین شهرهای آسیای میانه است.چیزی شبیه چالوس خودمان البته بسیار منظم تر و با عرض معذرت تمیزتر.
مردمان قزاقستان را خوش گذرانترین مردم دنیا می نامند و شاید به همین خاطر هم بود که از ساعت ۶ عصر به بعد تمام مغازه ها تعطیل می شدند و تنها رستورنها، دیسکوها و سالونهای دانسینگ باز بودند.
در مورد قزاقستان گفته می شود تا ۱۰ سال دیگر شبیه کشورهایی چون ژاپن و کره جنوبی خواهد شد و این شاید به خاط سرعت خیره کننده پیشرفت این کشور در ۱۰ سال گذشته است.
دوستانه به شما توصیه می کنم اگر فرصتی فراهم شد دیدن کشور قزاقستان را از دست ندهید.

برای مجید آباد و نوشتا…

امروز می خواهم از یک دوست هنرمند بنویسم،مجید آباد، دوستان نزدیکش اورا با خنده هایش می شناسند یک فرد کاملا مهربان، صاف و صمیمی.
با او اگر صاف و صادق باشی در دوستی برایت کم و کسری نمی گذارد.
بهانه این سطرها چاپ شماره جدید نشریه ادبی نوشتاست.
مجید آباد که مدیر هنری ماهنامه ورزش و تصویر را عهده دار است در جدیدترین کار مطبوعاتی خود به عنوان مدیر هنری نشریه ادبی نوشتا کار خوب و حرفه ای را از لحاظ صفحه آرایی تحویل مخاطبان ادب دوست داده است.
ناگفته پیداست که نوشتا از مجموعه نشریات بین المللی خبر با صاحب امتیازی و مدیر مسوولی حسین واحدی پور است که سردبیری آن را محمدحسین مدل برعهده دارد.
برای این دوستان آرزوی موفقیت های بیشتر می کنم.

همراه با آرشیو/عادل و داغ دل…


این روزها همه به نوعی درگیر جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی هستند،مردم، مطبوعات،کارگر،پرستار،دکتر،راننده ماشین سنگین،راننده های لودر و بولدوزر،و…
یادش به خیر سال۸۷ مطلبی نوشتم درباره عادل فردوسی پور، آن روزها تیم فوتبال کشورمان در حال آمادگی برای رویارویی با عربستان در دیدارهای مقدماتی جام جهانی بود.
به بهانه آغاز جام جهانی نوزدهم و برای تازه شدن داغ دل سری به آرشیو زدم .برای دیدن این مطلب -البته با دو سال تاخیر-اینجا کلیک کنید